رشد صدا، رشد روح

گفتاردرمانگرِ کودکان • شیراز

رشدِ صدا،
رشدِ روح.

با فاطمه زارع — گفتاردرمانگر

هر کودک، گیاهی‌ست در حالِ شکوفایی. در فضایی آرام، با صبر، بازی و مهربانی قدم‌به‌قدم در کنارش هستم.

رزرو نوبت
همراهِ بیش از ۲۰۰ خانواده
فاطمه زارع — گفتاردرمانگر
مسیر من

داستان من

مسیری از باغچه‌ی صبر و رشد — قدم‌به‌قدم در کنار کودکانی که می‌خواستند شنیده شوند.

  1. تحصیلات

    از همان روزهای دانشگاه، علاقه‌ام به دنیای کودکان و معجزه‌ی «اولین کلمه» شکل گرفت. در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، رشته‌ی گفتاردرمانی را با تمرکز ویژه بر کودکان دنبال کردم و یاد گرفتم که پشت هر اختلال گفتاری، یک کودکِ منتظر برای شنیده‌شدن ایستاده است.

  2. آغاز مسیر حرفه‌ای

    اولین جلسات بالینی‌ام را با همان شور روزهای دانشجویی شروع کردم. هر کودک برایم یک دنیای تازه بود؛ یاد گرفتم که درمان واقعی، نه با عجله، که با صبر، بازی و اعتمادسازی اتفاق می‌افتد.

  3. ۱۰ سال تجربه

    در این سال‌ها در کنار صدها کودک و خانواده بوده‌ام؛ از اولین کلمه‌ها تا اولین جمله‌های کامل، از گرفتگیِ زبان تا روان شدنِ گفتار. هر مسیر، داستان خودش را داشت و هر شکوفایی، به من یادآوری کرد که چرا عاشق این کارم.

  4. امروز

    امروز در شیراز، در فضایی آرام و کودکانه، در کنار خانواده‌ها هستم تا قدم‌به‌قدم مسیر رشد گفتار فرزندشان را همراهی کنم؛ با همان باور همیشگی که هر کودک، گیاهی است در حال شکوفایی و فقط به کمی نور و مراقبت نیاز دارد.

کار من

حوزه‌های تخصصی من

هر تخصص با یک نمادِ ظریف معرفی شده است. برای آشنایی بیشتر با هر حوزه، روی آن بزنید.

قصه‌های کوچک

برای کودکان

هر کودک، کلمه‌ای تازه برای گفتن دارد.

اینجا، یادگیری از دلِ بازی و خنده شروع می‌شود.

با صبر، با بازی، با مهربانی — قدم‌به‌قدم تا اولین جمله.

حرف خانواده‌ها

از زبانِ والدین

داستان‌های کوتاهی از خانواده‌هایی که این مسیر را با هم آمده‌ایم.

بعد از چند ماه، پسرم بالاخره جمله‌های کامل می‌گه. خودمون هم باورمون نمی‌شه گاهی

مادرِ آرشِ ۵ ساله

صبر و مهربونی‌شون با بچه‌ها واقعاً بی‌نظیره. دخترم عاشق جلساتشه و با ذوق می‌ره

پدرِ یسنا

از تأخیر گفتاریِ پسرم خیلی نگران بودیم؛ حالا با اعتمادبه‌نفس حرف می‌زنه

مادرِ کیان

روش‌های بازی‌محورشون جوری بود که دخترم اصلاً حس نمی‌کرد داره درمان می‌شه

مادرِ هلیا

لکنتِ پسرم خیلی کمتر شده و مهم‌تر از اون، دیگه از حرف‌زدن نمی‌ترسه

پدرِ رادین

هم به بچه، هم به ما والدین یاد دادن چطور کمکش کنیم. واقعاً ممنونیم

مادرِ باران

دخترم چهار سالشه و «ر» رو اصلاً نمی‌تونست بگه، بعد از پنج ماه الان تقریباً درسته

زهرا ت.

نوه‌ام دیر حرف باز کرد و همه فامیل نگران بودن. خانم زارع خیلی آروم و بدون عجله باهاش کار کرد

مادربزرگِ اِرمیا

خودم از بچگی لکنت داشتم و تا الان خجالت می‌کشیدم برم درمان. یک سال گذشته و تو جلسات کاری هم راحت حرف می‌زنم

امیرحسین، ۲۹ ساله

پسرم فقط چند کلمه می‌گفت و بقیه رو با اشاره نشون می‌داد. الان برامون از مهدکودک تعریف می‌کنه

پدرِ آرشام

با دو قلوهام همزمان کار کردن، هر کدوم یه مشکل جدا داشتن و هر دو رو با حوصله جدا پیگیری کردن

سمیه، مادرِ دوقلوها

تلفظ «س» و «ش» دخترم قاطی می‌شد، معلمش هم گفته بود بهتره پیگیری کنید

فرزانه ع.

راستش اولش شک داشتم که آنلاین جواب بده، ولی چون خودمون شیراز نیستیم گزینه دیگه‌ای نداشتیم و جواب داد

پدرِ ماهان، بوشهر

پسرم موقع هیجان لکنت می‌کرد، الان دیگه تو مهمونی هم راحت با بچه‌ها حرف می‌زنه

مادرِ سامیار

سه سالگی تا پنج سالگی، تقریباً دو سال، مسیر طولانی بود ولی هر جلسه یه قدم جلوتر بودیم

نگار ح.

چیزی که برام مهم بود این بود که با خودِ من هم صحبت می‌کردن، نه فقط با بچه

پدرِ کیمیا

دخترم اوتیسم داره و بیشتر جاها گفته بودن سخته کاری کرد. اینجا با روش خودشون و بدون فشار پیش رفتیم

مادرِ رها

یک ماه اول زیاد فرقی حس نکردیم، از ماه سوم به بعد تغییرش رو خودمون هم دیدیم

علی م.

پسرم موقع تلفظ کلمات بلند، هجاها رو جابه‌جا می‌گفت. الان راحت‌تر و شمرده‌تر حرف می‌زنه

مادرِ پارسا

بچه‌م اهل بازیه، همین رو تو جلسات به نفعشون استفاده کردن و اصلاً حس درمان نمی‌داد

شیدا ر.

خودمون تو شیراز زندگی می‌کنیم و چند جا رفته بودیم قبلش، ولی اینجا اولین بار بود که پسرم با میل می‌رفت جلسه

پدرِ بردیا

دخترم ۶ سالشه، حرف زدنش خیلی سریع بود و کسی نمی‌فهمید چی میگه، الان شمرده‌تر شده

مادرِ آیناز

با اینکه بچه‌مون خجالتی بود، تو همون جلسه اول باهاش ارتباط گرفتن، این برامون خیلی مهم بود

حمید ک.

تمرین‌هایی که برای خونه می‌دادن ساده و کوتاه بود، همین باعث شد واقعاً انجامشون بدیم

مادرِ اِلینا

نوه‌ام رو از وقتی سه سالش بود میاریم اینجا، الان پنج سالشه و کلاس اول با اعتمادبه‌نفس درس میده

مادربزرگِ آرمیتا

خودم چند سال با لکنت دست‌وپنجه نرم کردم، اینجا اولین جایی بود که حس کردم قضاوت نمی‌شم

مریم ک.

پسرم لغاتش خیلی کم بود برای سنش، الان تقریباً هم‌سطحِ هم‌کلاسی‌هاشه

پدرِ اَرشیا

با اینکه هزینه و رفت‌وآمد برامون سخت بود، نتیجه‌ای که گرفتیم ارزشش رو داشت

زهره ب.

دخترم رو با اسباب‌بازی و قصه پیش می‌بردن، خودش نمی‌فهمید داره تمرین گفتار می‌کنه

مادرِ نیوشا

بعد از عمل لوزه سوم دخترم صداش عوض شده بود، با چند جلسه به حالت قبل برگشت

پدرِ ستایش

پسرم دیر شروع کرد به حرف زدن و همه می‌گفتن صبر کن خودش خوب می‌شه، خوشحالم که صبر نکردیم

لیلا ص.

هر بار بعد جلسه یه گزارش کوتاه می‌فرستادن که چیکار کردیم و چی باید تمرین کنیم، خیلی کمک کرد

مادرِ رادوین

هر بار بعد جلسه یه گزارش کوتاه می‌فرستادن که چیکار کردیم و چی باید تمرین کنیم، خیلی کمک کرد

مادرِ رادوین

پسرم دیر شروع کرد به حرف زدن و همه می‌گفتن صبر کن خودش خوب می‌شه، خوشحالم که صبر نکردیم

لیلا ص.

بعد از عمل لوزه سوم دخترم صداش عوض شده بود، با چند جلسه به حالت قبل برگشت

پدرِ ستایش

دخترم رو با اسباب‌بازی و قصه پیش می‌بردن، خودش نمی‌فهمید داره تمرین گفتار می‌کنه

مادرِ نیوشا

با اینکه هزینه و رفت‌وآمد برامون سخت بود، نتیجه‌ای که گرفتیم ارزشش رو داشت

زهره ب.

پسرم لغاتش خیلی کم بود برای سنش، الان تقریباً هم‌سطحِ هم‌کلاسی‌هاشه

پدرِ اَرشیا

خودم چند سال با لکنت دست‌وپنجه نرم کردم، اینجا اولین جایی بود که حس کردم قضاوت نمی‌شم

مریم ک.

نوه‌ام رو از وقتی سه سالش بود میاریم اینجا، الان پنج سالشه و کلاس اول با اعتمادبه‌نفس درس میده

مادربزرگِ آرمیتا

تمرین‌هایی که برای خونه می‌دادن ساده و کوتاه بود، همین باعث شد واقعاً انجامشون بدیم

مادرِ اِلینا

با اینکه بچه‌مون خجالتی بود، تو همون جلسه اول باهاش ارتباط گرفتن، این برامون خیلی مهم بود

حمید ک.

دخترم ۶ سالشه، حرف زدنش خیلی سریع بود و کسی نمی‌فهمید چی میگه، الان شمرده‌تر شده

مادرِ آیناز

خودمون تو شیراز زندگی می‌کنیم و چند جا رفته بودیم قبلش، ولی اینجا اولین بار بود که پسرم با میل می‌رفت جلسه

پدرِ بردیا

بچه‌م اهل بازیه، همین رو تو جلسات به نفعشون استفاده کردن و اصلاً حس درمان نمی‌داد

شیدا ر.

پسرم موقع تلفظ کلمات بلند، هجاها رو جابه‌جا می‌گفت. الان راحت‌تر و شمرده‌تر حرف می‌زنه

مادرِ پارسا

یک ماه اول زیاد فرقی حس نکردیم، از ماه سوم به بعد تغییرش رو خودمون هم دیدیم

علی م.

دخترم اوتیسم داره و بیشتر جاها گفته بودن سخته کاری کرد. اینجا با روش خودشون و بدون فشار پیش رفتیم

مادرِ رها

چیزی که برام مهم بود این بود که با خودِ من هم صحبت می‌کردن، نه فقط با بچه

پدرِ کیمیا

سه سالگی تا پنج سالگی، تقریباً دو سال، مسیر طولانی بود ولی هر جلسه یه قدم جلوتر بودیم

نگار ح.

پسرم موقع هیجان لکنت می‌کرد، الان دیگه تو مهمونی هم راحت با بچه‌ها حرف می‌زنه

مادرِ سامیار

راستش اولش شک داشتم که آنلاین جواب بده، ولی چون خودمون شیراز نیستیم گزینه دیگه‌ای نداشتیم و جواب داد

پدرِ ماهان، بوشهر

تلفظ «س» و «ش» دخترم قاطی می‌شد، معلمش هم گفته بود بهتره پیگیری کنید

فرزانه ع.

با دو قلوهام همزمان کار کردن، هر کدوم یه مشکل جدا داشتن و هر دو رو با حوصله جدا پیگیری کردن

سمیه، مادرِ دوقلوها

پسرم فقط چند کلمه می‌گفت و بقیه رو با اشاره نشون می‌داد. الان برامون از مهدکودک تعریف می‌کنه

پدرِ آرشام

خودم از بچگی لکنت داشتم و تا الان خجالت می‌کشیدم برم درمان. یک سال گذشته و تو جلسات کاری هم راحت حرف می‌زنم

امیرحسین، ۲۹ ساله

نوه‌ام دیر حرف باز کرد و همه فامیل نگران بودن. خانم زارع خیلی آروم و بدون عجله باهاش کار کرد

مادربزرگِ اِرمیا

دخترم چهار سالشه و «ر» رو اصلاً نمی‌تونست بگه، بعد از پنج ماه الان تقریباً درسته

زهرا ت.

هم به بچه، هم به ما والدین یاد دادن چطور کمکش کنیم. واقعاً ممنونیم

مادرِ باران

لکنتِ پسرم خیلی کمتر شده و مهم‌تر از اون، دیگه از حرف‌زدن نمی‌ترسه

پدرِ رادین

روش‌های بازی‌محورشون جوری بود که دخترم اصلاً حس نمی‌کرد داره درمان می‌شه

مادرِ هلیا

از تأخیر گفتاریِ پسرم خیلی نگران بودیم؛ حالا با اعتمادبه‌نفس حرف می‌زنه

مادرِ کیان

صبر و مهربونی‌شون با بچه‌ها واقعاً بی‌نظیره. دخترم عاشق جلساتشه و با ذوق می‌ره

پدرِ یسنا

بعد از چند ماه، پسرم بالاخره جمله‌های کامل می‌گه. خودمون هم باورمون نمی‌شه گاهی

مادرِ آرشِ ۵ ساله

یادداشت‌های من

آخرین مقالات

نوشته‌هایی درباره‌ی رشدِ گفتار، لکنت و تمرین‌های خانگی برای والدین.

همه‌ی مقالات
بیایید گفت‌وگو کنیم

بیایید مسیر رشدِ فرزندتان را با هم آغاز کنیم

برای رزرو نوبت یا مشاوره‌ی اولیه، با من در تماس باشید

رزرو نوبتِ حضوری

نظام پزشکی: گ۲۵۲۲